هی فلانی زندگی شاید همین است !... ولی آندم که نیکی و بدی را گاه پیکار است فرو رفتن به کام مرگ شیرین است
+ نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 16:37  توسط سیمین
|
نام: علیرضا نام خانوادگی: تنها فرزند: غم متولد سال: بدبختی ماه : نکبت تو یکی از گرم ترین روزهای سال توی گرم ترین ساعت روز متولد شدم ولی این همه گرما نتوست به وجود سرد وخاموش من گرمی ببخشه. تنهایی، یار همیشگی من از اون وقتی که یادم میاد با هم بودیم خیلی هم به من وفاداره چون هیچوقت منو ترک نکرده این وبلاگ تجربه اولم نیست فکر کنم پانزدهمین وبلاگی باشه که درست کردم تصمیم گرفتم تمامه وبلاگهای دیگمو تعطیل کنم و فقط به این یکی برسم چقدر واسه مردم نرم افزار و بازی و آهنگ مفقت بزارم چقدر شعره عشقی بنویسم حالا بد از این همه مفتی کاری وقتشه که یکم هم حرف دلمو بزنم تصمیم گرفتم زندگی جدیدی رو شروع کنم این وبلاگ رو با سیمین شروع میکنم باشه که سر آغاز جدیدی در زندگیمون باشه و صفحه هات جدیدی به کتاب زندگی اضافه گردد. اگه دوست داشته بشنو و نظر بده واگه خوشت نیومد برو ولی فحشم نده با تشکر از شما دوستان عزیز
سیمین متولد بهار ماه اول سال چه خوب يادم هست عبارتي که به ييلاق ذهنم وارد شد وسيع باش تنها و سر بریر و سخت